تبلیغات
نماز - نقش نماز در شخصیت جوانان
جمعه 27 اسفند 1389

نقش نماز در شخصیت جوانان

   نوشته شده توسط: علی اکبر حسینی آشتیانی    نوع مطلب :نماز ،

حمد و سپاس خدایى را سزاست كه شكر شاكرین و حمد حامدین و ذكر ذاكرین و سعى خالصین متوجه درگاه اوست. ستایش بیكران مرا و راست كه در خلق خویش هیچ كاستى نگذاشت بل همه مخلوقات حتى پست ترین شان را به راستى بگذاشت. تسبیح لایتناهى بر آستان او كه آدمى را در مسیر سعادت بر همه موجودات، ولایت و تاج خلافت در سیاره زمین بر او كرامت و خلعت «لقد كرّمنا» بر اندامش عنایت و بعد از تكوین، مصداق «فتبارك» بر قامتش مقالت فرمود.

حمد و آفرین بر ذات جهان آفرین كه هستى را آمیخته با حكمت و تعالیم را براى بشر همراه با مصلحت و براى وصول به سربلندى و عزّت توأم ساخته است.

و درود بى پایان بر ختم پیامبران و فص رسولان و اهل بیت و پاكان كه شریعت به دست ایشان پایان و حجت خدا به عصمت آنان تمام گردید.

درود بى منّت و سلام با عزت بر سالكان راه طریقت و شاهدان كوى حقیقت كه سر در راه حفظ شریعت در كف اخلاص نهاده و نزد دوست تحفه بردند.

با حمد بى انتهى بر ذات ربوبى و درود بى منتهى بر شأن مصطفوى، مُصحف بى مقدار نماز را محمّد ساخته تا شاید از این فریضه الهى كه بزرگترین و مهمترین فریضه در تمامى ادیان الهى تشریع شده، نفوس مستعده بهره گیرند.

بر همه جوانان معزّز و مكرّم، معرفت به این نكته لازم است كه در دین مبین اسلام، نماز لبیك همه ذاكران، عمل آزادگان، طواف عارفان، میقات كعبه عاشقان، سعى وصفاى پاكدلان، پرواز بیدار دلان مقصد سالكان، داروى دلهاى مجروح، شفاى قلبهاى محزون و تسكین دلهاى مفتون است. نماز كمال عابدان و معراج عالمان، معبد عاشقان و گل خوشبوى بوستان قلب پاك جوانان است.

جوان چون واجد قلب پاك و فاقد و فارغ از هرگونه ارزشهاى ناپاك است مىتواند با نماز، پلّههاى كمال را طى كند و به قلّه جمال باریابد. با برپایى نماز به مقام سرورى و سیادت راه یابد و دعاى اللهم اجعلنى للمتقین اماماً (خدایا مرا پیشواى پرهیزكاران قرارده) را ورد كلام خود سازد.

چون كه هیچ عملى مثل نماز بینى شیطان را به خاك مذلّت نمىساید و توجهات الهى را نصیب انسان نمىسازد و هیچ بندهاى جز از طریق نماز به مقام قرب نمىرسد. بسیار زیبا فرمودهاند آن رهبر فرزانه كه: «مبتدىترین

انسانها رابطه خود را با خدا به وسیله نماز آغاز مىكنند. برجستهترین اولیاء خدا نیز بهشت خلوت اُنس خود با محبوب را در نماز مىجوید. این گنجینه ذكر و راز را هرگز پایانى نیست و هر كه با آن بیشتر آشنا شود جلوه و درخشش بیشترى در آن مىیابد»(1).

پس بیائیم همّت نمائیم كه با تمسك به نماز به مقام قرب، راه یابیم و جوانى خویش را با سیره مردان الهى گره زنیم تا شاید در جهان جاودانى در منزلگه صادقان و صالحان منزل گزینیم كه طوبى لهم و حسن مآب.

براى جوانان عزیز باید مسلّم باشد كه هر چه در بهار جوانى كاشتند در پائیز پیرى درو خواهند نمود و به سنین بعد از جوانى عبادت را موكول نمودن از وسوسههاى شیطانى است.

جوانا ره طاعت امروز گیر***كه فردا جوانى نیاید ز پیر

* * *

نقش نماز در شخصیت جوانان

براى پرداختن به این موضوع كه نماز در ساختار شخصیت جوان، موجد چه آثارى بوده و نقش و تأثیر آن تا چه حدى است به نظر مىرسد كه تبیین و توضیح چند مطلب در این باب لازم و ضرورى باشد. نخست حقیقت و روح نماز است و دیگرى اهمیت دوران نوجوانى و جوانى و نیز روحیه انفعالى و تأثیر پذیرى این نسل (نسل جوان) در مقابل عوامل خارجى است.

به نظر مىرسد تا وقتى كه مطالب و مسائل مزبور روشن نشود و جایگاه خود را پیدا نكنند فواید و آثار این امر عبادى یعنى نماز در زندگى جوانان در پردهاى از ابهام خواهد ماند و قطعاً موضوع مورد بحث، موضع و جایگاه حقیقى خود را پیدا نكند. لذا به همین خاطر ابتدا به مطالب مزبور پرداخته، سپس ارتباط نماز با تعدیل و تكامل شخصیتى و ایفاى نقش آن در زندگى فردى و اجتماعى جوانان را بیان خواهیم كرد................

حمد و سپاس خدایى را سزاست كه شكر شاكرین و حمد حامدین و ذكر ذاكرین و سعى خالصین متوجه درگاه اوست. ستایش بیكران مرا و راست كه در خلق خویش هیچ كاستى نگذاشت بل همه مخلوقات حتى پست ترین شان را به راستى بگذاشت. تسبیح لایتناهى بر آستان او كه آدمى را در مسیر سعادت بر همه موجودات، ولایت و تاج خلافت در سیاره زمین بر او كرامت و خلعت «لقد كرّمنا» بر اندامش عنایت و بعد از تكوین، مصداق «فتبارك» بر قامتش مقالت فرمود. حمد و آفرین بر ذات جهان آفرین كه هستى را آمیخته با حكمت و تعالیم را براى بشر همراه با مصلحت و براى وصول به سربلندى و عزّت توأم ساخته است. و درود بى پایان بر ختم پیامبران و فص رسولان و اهل بیت و پاكان كه شریعت به دست ایشان پایان و حجت خدا به عصمت آنان تمام گردید. درود بى منّت و سلام با عزت بر سالكان راه طریقت و شاهدان كوى حقیقت كه سر در راه حفظ شریعت در كف اخلاص نهاده و نزد دوست تحفه بردند. با حمد بى انتهى بر ذات ربوبى و درود بى منتهى بر شأن مصطفوى، مُصحف بى مقدار نماز را محمّد ساخته تا شاید از این فریضه الهى كه بزرگترین و مهمترین فریضه در تمامى ادیان الهى تشریع شده، نفوس مستعده بهره گیرند. بر همه جوانان معزّز و مكرّم، معرفت به این نكته لازم است كه در دین مبین اسلام، نماز لبیك همه ذاكران، عمل آزادگان، طواف عارفان، میقات كعبه عاشقان، سعى وصفاى پاكدلان، پرواز بیدار دلان مقصد سالكان، داروى دلهاى مجروح، شفاى قلبهاى محزون و تسكین دلهاى مفتون است. نماز كمال عابدان و معراج عالمان، معبد عاشقان و گل خوشبوى بوستان قلب پاك جوانان است. جوان چون واجد قلب پاك و فاقد و فارغ از هرگونه ارزشهاى ناپاك است مىتواند با نماز، پلّههاى كمال را طى كند و به قلّه جمال باریابد. با برپایى نماز به مقام سرورى و سیادت راه یابد و دعاى اللهم اجعلنى للمتقین اماماً (خدایا مرا پیشواى پرهیزكاران قرارده) را ورد كلام خود سازد. چون كه هیچ عملى مثل نماز بینى شیطان را به خاك مذلّت نمىساید و توجهات الهى را نصیب انسان نمىسازد و هیچ بندهاى جز از طریق نماز به مقام قرب نمىرسد. بسیار زیبا فرمودهاند آن رهبر فرزانه كه: «مبتدىترین انسانها رابطه خود را با خدا به وسیله نماز آغاز مىكنند. برجستهترین اولیاء خدا نیز بهشت خلوت اُنس خود با محبوب را در نماز مىجوید. این گنجینه ذكر و راز را هرگز پایانى نیست و هر كه با آن بیشتر آشنا شود جلوه و درخشش بیشترى در آن مىیابد»(1). پس بیائیم همّت نمائیم كه با تمسك به نماز به مقام قرب، راه یابیم و جوانى خویش را با سیره مردان الهى گره زنیم تا شاید در جهان جاودانى در منزلگه صادقان و صالحان منزل گزینیم كه طوبى لهم و حسن مآب. براى جوانان عزیز باید مسلّم باشد كه هر چه در بهار جوانى كاشتند در پائیز پیرى درو خواهند نمود و به سنین بعد از جوانى عبادت را موكول نمودن از وسوسههاى شیطانى است. جوانا ره طاعت امروز گیر***كه فردا جوانى نیاید ز پیر * * *

نقش نماز در شخصیت جوانان

براى پرداختن به این موضوع كه نماز در ساختار شخصیت جوان، موجد چه آثارى بوده و نقش و تأثیر آن تا چه حدى است به نظر مىرسد كه تبیین و توضیح چند مطلب در این باب لازم و ضرورى باشد. نخست حقیقت و روح نماز است و دیگرى اهمیت دوران نوجوانى و جوانى و نیز روحیه انفعالى و تأثیر پذیرى این نسل (نسل جوان) در مقابل عوامل خارجى است. به نظر مىرسد تا وقتى كه مطالب و مسائل مزبور روشن نشود و جایگاه خود را پیدا نكنند فواید و آثار این امر عبادى یعنى نماز در زندگى جوانان در پردهاى از ابهام خواهد ماند و قطعاً موضوع مورد بحث، موضع و جایگاه حقیقى خود را پیدا نكند. لذا به همین خاطر ابتدا به مطالب مزبور پرداخته، سپس ارتباط نماز با تعدیل و تكامل شخصیتى و ایفاى نقش آن در زندگى فردى و اجتماعى جوانان را بیان خواهیم كرد.

روح و حقیقت نماز

نماز لفظ و واژهاى است كه در متون دینى ما بعنوان «صلاة» از آن یاد شده و داراى معانى متعدّدى بوده كه یكى از آن معانى، همین عمل مخصوصى است كه به نام «نماز» در دین اسلام تشریع شده است. این لفظ در برخى از آیات به معناى سلام و تحیت آمده است آنجا كه خداوند در قرآن مىفرمایند: إنَّ الله وملائكته یصلّون على النّبى یا ایّها الذین آمنوا صلّوا علیه وسلّموا تسلیماً.

«همانا خداوند و فرشتگان بر پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) درود مىفرستند شما هم اى اهل ایمان بر او صلوات و درود بفرستید و با تعظیم بر او سلام گوئید»(1). و در آیه دیگر با اشاره به همین معنى مىفرمایند: هو الذى یصلى علیكم وملائكته «اوست خدایى كه هم او و هم فرشتگانش بر شما تحیت و رحمت مىفرستند»(2). وبه معناى دعا هم در برخى از آیات آمده است. آنجا كه به پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)دستور گرفتن زكات داده مىشود خداوند مىفرماید بعد از گرفتن زكات براى آنها و در حقشان دعا كن. خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم وتزكیهم بها وصلّ علیهم إنّ صلواتك سكن لهم.

«اى رسول ما، تو از مؤمنان صدقات را بگیر تا بدان واسطه نفوس آنان را پاكیزه سازى و آنها را به دعاى خیر یاد كن همانا دعاى تو در حق آنان، موجب تسلى خاطر

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سوره مباركه احزاب، آیه 56. 2 ـ سوره مباركه احزاب، آیه 43.
آنهاست»(1). «صلاة» به هر دو معناى مزبور كه در حقیقت به معناى واحد بر مىگردند كه همان دعا باشد مورد بحث ما نیست بلكه مراد از «صلاة» همان معنایى است كه با طریق مشخص و با اركان مخصوص و جزئیات معین از طرف شارع مقدس، حقیقت پیدا كرده است و پیامبر خاتم(صلى الله علیه وآله وسلم)آن حقیقت نازله را در عمل تشریع و خود، آن را تحقق عملى بخشید. نه تنها شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) در طول عمرش به عمل بدان پاى بند بود بلكه همه مسلمین موظف بودند كه آن را شبانه روز پنج بار بجاى آورند. اَقم الصلاة لدلوك الشمس الى غسق اللیل.

«نماز را از زوال خورشید تا نهایت تاریكى شب برپا دار»(2). كه این آیه اشاره اجمالى به نمازهاى پنج گانه دارد. نماز با این شیوه مرسوم كه مصداق آن براى همه مسلمین روشن و آشكار است چیزى نیست كه مورد فهم و درك نباشد چون آنچه كه از سنّت رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم)و اهل بیتش استفاده مىشود پر واضح است كه این تلقى از نماز یعنى اعمال مخصوصهاى كه با تكبیرة الاحرام شروع و به سلام ختم مىگردد. و این است معناى دیگرى كه از آیات استفاده مىشود. آنچه كه مسلّم است این است كه این عمل ظاهرى كه اصطلاحاً بدان نماز گفته مىشود تمام حقیقت نماز نیست بلكه این صورت و چهره ظاهرى آن است. نماز امرى

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سوره مباركه توبه، آیه 103. 2 ـ سوره مباركه اسراء، آیه 78.
است الهى كه تحقق آن همانند سایر امور داراى ظاهر و باطن است كه در متون دینى به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصویر ظاهرى نماز همان است كه با اعمال مخصوصه انجام گیرد و حفظ آن نیز فرض و واجب است امّا روح و باطن نماز عبارتست از: اخلاص، حضور قلب، ذكر خداوند و تعظیم در مقابل او، امید و دلبستگى به ذات ربوبى، اعتماد و ركون به وجود سرمدى و محو شدن در مقابل ذات یكتایى كه در مقابل عظمت و جلالت او قیام نموده است. حقیقت نماز اعم از معناى ظاهر و باطن است و محدود و محصور نمودن آن به ظاهر، چون محدود نمودن حقیقت انسان و انسانیت او به جسم مادى است. همانطور كه حقیقت انسان در این جسم خاكى و هیكل مادى قالب گیرى شده و به اطوار مختلف و گوناگون درآمده و به این شكل ظاهرى وجود یافته است چنانچه خداوند فرماید: وقد خلقتكم اطواراً «وبه تحقیق شما را به صورت گوناگون آفرید»(1). حقیقت نماز هم چون سایر امور در باطن و روح او نهفته شده كه این قالب و صورت را پذیرا شده است هرگاه آن حقیقت بخواهد در عالم خارج تحقق یابد قطعاً باید در همین طور و قالب خاص باشد و در غیر این صورت نماز نبوده بلكه پدیده دیگرى است. هرگاه این قالب خاص و صورت ظاهرى نماز با روح و باطن آن آمیخته و قرین گردد نماز حقیقت خود را یافته و تأثیر خود را مىگذارد. در چنین

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سوره مباركه جن، آیه 14.
صورتى است كه این امر الهى، ستون دین(1)، معراج مؤمنین(2)، روشنگر چهره مسلمین(3)، مقرِّب متقین(4)، مكمّل اخلاص مخلصین، مبعِّد خصائص ملحدین(5)، مسوِّد چهره شیاطین(6)، وممیّز مؤمنین از كافرین(7)، قرار مىگیرد. پس نمازى كه فقط ظاهر داشته باشد و فاقد روح باشد مُعطى شى نخواهد بود. بنابر این قیام به ظاهر آن، تحركى در نماز گزار ایجاد نخواهد كرد و از سوى ذات بارى به این نماز اقبال و توجهى نیست چنانچه از رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) روایت شده كه فرمودند: «خداوند متعال نظر نمىافكند به نمازى كه آدمى دل خود را با بدن خود به نماز حاضر نكند»(8). پس حقیقت نماز اعم از صورت ظاهرى و معناى باطنى است و تمسك به هر یك از این دو بدون دیگرى نماز نیست در نتیجه هم كسانى كه به ظاهر آن تشبث جسته و از روح آن بىخبرند از حقیقت نماز غافلند و هم آنانكه نماز نمىخوانند و ادعا دارند كه ما به معنا و حقیقت آن

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ تهذیب، ج1 ص173 روایت 68. كافى، ج7 ص25 روایت 7. 2 ـ بحار الانوار، ج82 ص303 روایت 2 باب 4. 3 ـ نهج الفصاحه، حدیث 1874. 4 ـ اصول كافى، ج3 ص265 روایت 6. نهج الفصاحه، حدیث 1878. 5 ـ مجمع البیان، ج7 ص447 ذیل آیه 45 عنكبوت. 6 ـ نهج الفصاحه، حدیث 1877. 7 ـ نهج الفصاحه، حدیث 1098. 8 ـ معراج السعاده، ص668.
رسیدهایم معرفتى از نماز ندارند چون نماز در هر دو صورت فاقد حقیقت است.

اهمیت دوران جوانى

بر هیچ اهل علمى پوشیده نیست كه در شكل گیرى شخصیت هر فرد، مقطع جوانى از جایگاه خاص و اهمیت ویژهاى برخوردار است. شاید بتوان گفت كه ثبات شخصیت هر انسانى در این سنین آغاز و به هر نحوى كه شكل گیرد غالباً به همان صورت قوام یافته و تثبیت مىگردد و به همین دلیل در روایات بر اهمیت و برترى این مقطع سنى تأكیدات زیادى رفته و نیز روانشناسان این دوره را حیات مجدد انسان نامیدهاند. صاحب شریعت اسلام، حضرت خیر الانام كه از سر چشمه وحى الهام مىگرفت در تكریم و احترام به جوانان فرمودند: فضل الشابّ العابد الذى یَعبُدُ فى صباه على الشیخ الذى یَعبُد بَعْدَ ماكَبُرَتْ سِنُّهُ كفضلِ المرسلین على سایر النّاس.

«فضیلت و برترى جوان عابد كه از آغاز جوانى خدا را عبادت كند بر پیرى كه وقت پیرى مشغول عبادت گردد چون فضیلت پیغمبران است بر سایر مردم»(1). و در جاى دیگر با اشاره به ارزش جوانى مىفرماید: اغتنم شبابك قبل هرمك


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.