تبلیغات
نماز - روح و حقیقت نماز
جمعه 27 اسفند 1389

روح و حقیقت نماز

   نوشته شده توسط: علی اکبر حسینی آشتیانی    نوع مطلب :نماز ،

نماز لفظ و واژهاى است كه در متون دینى ما بعنوان «صلاة» از آن یاد شده و داراى معانى متعدّدى بوده كه یكى از آن معانى، همین عمل مخصوصى است كه به نام «نماز» در دین اسلام تشریع شده است. این لفظ در برخى از آیات به معناى سلام و تحیت آمده است آنجا كه خداوند در قرآن مىفرمایند:

إنَّ الله وملائكته یصلّون على النّبى یا ایّها الذین آمنوا صلّوا علیه وسلّموا تسلیماً.

«همانا خداوند و فرشتگان بر پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) درود مىفرستند شما هم اى اهل ایمان بر او صلوات و درود بفرستید و با تعظیم بر او سلام گوئید»(1).

و در آیه دیگر با اشاره به همین معنى مىفرمایند: هو الذى یصلى علیكم وملائكته «اوست خدایى كه هم او و هم فرشتگانش بر شما تحیت و رحمت مىفرستند»(2).

وبه معناى دعا هم در برخى از آیات آمده است. آنجا كه به پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)دستور گرفتن زكات داده مىشود خداوند مىفرماید بعد از گرفتن زكات براى آنها و در حقشان دعا كن. خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم وتزكیهم بها وصلّ علیهم إنّ صلواتك سكن لهم.

«اى رسول ما، تو از مؤمنان صدقات را بگیر تا بدان واسطه نفوس آنان را پاكیزه سازى و آنها را به دعاى خیر یاد كن همانا دعاى تو در حق آنان، موجب تسلى خاطر

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سوره مباركه احزاب، آیه 56.

2 ـ سوره مباركه احزاب، آیه 43.

آنهاست»(1).

«صلاة» به هر دو معناى مزبور كه در حقیقت به معناى واحد بر مىگردند كه همان دعا باشد مورد بحث ما نیست بلكه مراد از «صلاة» همان معنایى است كه با طریق مشخص و با اركان مخصوص و جزئیات معین از طرف شارع مقدس، حقیقت پیدا كرده است و پیامبر خاتم(صلى الله علیه وآله وسلم)آن حقیقت نازله را در عمل تشریع و خود، آن را تحقق عملى بخشید. نه تنها شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) در طول عمرش به عمل بدان پاى بند بود بلكه همه مسلمین موظف بودند كه آن را شبانه روز پنج بار بجاى آورند. اَقم الصلاة لدلوك الشمس الى غسق اللیل.

«نماز را از زوال خورشید تا نهایت تاریكى شب برپا دار»(2).

كه این آیه اشاره اجمالى به نمازهاى پنج گانه دارد. نماز با این شیوه مرسوم كه مصداق آن براى همه مسلمین روشن و آشكار است چیزى نیست كه مورد فهم و درك نباشد چون آنچه كه از سنّت رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم)و اهل بیتش استفاده مىشود پر واضح است كه این تلقى از نماز یعنى اعمال مخصوصهاى كه با تكبیرة الاحرام شروع و به سلام ختم مىگردد. و این است معناى دیگرى كه از آیات استفاده مىشود. آنچه كه مسلّم است این است كه این عمل ظاهرى كه اصطلاحاً بدان نماز گفته مىشود تمام حقیقت نماز نیست بلكه این صورت و چهره ظاهرى آن است. نماز امرى

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سوره مباركه توبه، آیه 103.

2 ـ سوره مباركه اسراء، آیه 78.

است الهى كه تحقق آن همانند سایر امور داراى ظاهر و باطن است كه در متون دینى به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصویر ظاهرى نماز همان است كه با اعمال مخصوصه انجام گیرد و حفظ آن نیز فرض و واجب است امّا روح و باطن نماز عبارتست از: اخلاص، حضور قلب، ذكر خداوند و تعظیم در مقابل او، امید و دلبستگى به ذات ربوبى، اعتماد و ركون به وجود سرمدى و محو شدن در مقابل ذات یكتایى كه در مقابل عظمت و جلالت او قیام نموده است.

حقیقت نماز اعم از معناى ظاهر و باطن است و محدود و محصور نمودن آن به ظاهر، چون محدود نمودن حقیقت انسان و انسانیت او به جسم مادى است. همانطور كه حقیقت انسان در این جسم خاكى و هیكل مادى قالب گیرى شده و به اطوار مختلف و گوناگون درآمده و به این شكل ظاهرى وجود یافته است چنانچه خداوند فرماید: وقد خلقتكم اطواراً «وبه تحقیق شما را به صورت گوناگون آفرید»(1).

حقیقت نماز هم چون سایر امور در باطن و روح او نهفته شده كه این قالب و صورت را پذیرا شده است هرگاه آن حقیقت بخواهد در عالم خارج تحقق یابد قطعاً باید در همین طور و قالب خاص باشد و در غیر این صورت نماز نبوده بلكه پدیده دیگرى است.

هرگاه این قالب خاص و صورت ظاهرى نماز با روح و باطن آن آمیخته و قرین گردد نماز حقیقت خود را یافته و تأثیر خود را می گذارد. در چنین

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سوره مباركه جن، آیه 14.

صورتى است كه این امر الهى، ستون دین(1)، معراج مؤمنین(2)، روشنگر چهره مسلمین(3)، مقرِّب متقین(4)، مكمّل اخلاص مخلصین، مبعِّد خصائص ملحدین(5)، مسوِّد چهره شیاطین(6)، وممیّز مؤمنین از كافرین(7)، قرار مىگیرد.

پس نمازى كه فقط ظاهر داشته باشد و فاقد روح باشد مُعطى شى نخواهد بود. بنابر این قیام به ظاهر آن، تحركى در نماز گزار ایجاد نخواهد كرد و از سوى ذات بارى به این نماز اقبال و توجهى نیست چنانچه از رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) روایت شده كه فرمودند:

«خداوند متعال نظر نمىافكند به نمازى كه آدمى دل خود را با بدن خود به نماز حاضر نكند»(8).

پس حقیقت نماز اعم از صورت ظاهرى و معناى باطنى است و تمسك به هر یك از این دو بدون دیگرى نماز نیست در نتیجه هم كسانى كه به ظاهر آن تشبث جسته و از روح آن بی خبرند از حقیقت نماز غافلند و هم آنانكه نماز نمی خوانند و ادعا دارند كه ما به معنا و حقیقت آن رسیده ایم معرفتى از نماز ندارند چون نماز در هر دو صورت فاقد حقیقت است.  

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ تهذیب، ج1 ص173 روایت 68. كافى، ج7 ص25 روایت 7.

2 ـ بحار الانوار، ج82 ص303 روایت 2 باب 4.

3 ـ نهج الفصاحه، حدیث 1874.

4 ـ اصول كافى، ج3 ص265 روایت 6. نهج الفصاحه، حدیث 1878.

5 ـ مجمع البیان، ج7 ص447 ذیل آیه 45 عنكبوت.

6 ـ نهج الفصاحه، حدیث 1877.

7 ـ نهج الفصاحه، حدیث 1098.

8 ـ معراج السعاده، ص668


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.