تبلیغات
نماز - شعر-نماز ستون دین است
پنجشنبه 26 اسفند 1389

شعر-نماز ستون دین است

   نوشته شده توسط: علی اکبر حسینی آشتیانی    

 
نماز ستون دین است

من بهین معشوق خلوتخانه اهل نیازم / نو چشم انبیا محبوب پیغمبر نمازم
رشته وصل خدایم مشعل راه هدایم / هم زبان اهل دردم هم ضمیر اهل رازم
چشمه آب حیاتم منبع صبر و ثباتم / آتش عشق درونم شعله سوز و گدازم
بوده از اول ستون دین احمد قامت من
اولیا بستند صف بر گفتن قد قامت من
پیشتر از آفرینش یار احمد بوده ام من ... دُر ذكر لعل لبهای محمد بوده ام من
اولیا را انبیا را اتقیا را اصفیا را .... هدیه ذات خدای حی سرمد بوده ام من
متقین و مومنین را بهترین ذكر الهی .... صالحین را خوشترین خلد مخلد بوده ام من
نور چشم حیدر و زهرا و پیغمبر منم من
آیه تنهی عن الفحشاء و المنكر منم من
گاه آدم را چراغ و چشم گوهر بار بودم ... گاه بر نوح نبی در موج طوفان یار بودم
گاه با خیل ملك در آسمان پرواز كردم ... گاه ابراهیم را گل در شرار نار بودم
گاه با عیسی بن مریم بر فراز چرخ بودم ... گاه با موسی بن عمران تا سحر بیدار بودم
من نمازم بال پرواز بلند اهل دینم
كز ازل معراج مومن خوانده ختم المرسلینم
ارتباط بین عبد و خالق منان منم من ... مشعل روشنگر دین پرتو ایمان منم من
شمع بزم لیله الاسری گل محراب حیدر ... لاله توحید و خار دیده دشمن منم من
یار یوسف شالها در قعر چاه و كنج زندان ... مونس یعقوب در تنهایی و هجران منم من
ناله و فریاد و سوز و شور و درد اهل رازم
من نمازم من نمازم من نمازم من نمازم
در دل غار حرا هر شب پیمبر بود با من ... در كنار نخل ها تا صبح حیدر بود با من
نیمه های شب كه هر چشمی به خواب ناز بودی ... بین محراب دعا زهرای اطهر بود با من
از شب عاشور تا هنگام صبح درد خیزش ... عون و جعفر قاسم و عباس و اكبر بود با من
سجده ام جا بر جبین یوسف زهرا گرفته
انس با من در دل شب زینب كبری گرفته
من كه از تكبیره الاحرام تا ذكر سلامم ... روز و شب نقل زبان هر رسول و هر امامم
سید سجاد در خلوتگه شب حال كرده .. با سلام و با قنوت و با قیامم
هر كه گیرد احترامم را كنم دائم دعایش ... سخت می گیرم به آنكس كو نگیرد احترامم
با وجود آنكه خود بیمار درد هر طبیبم
در میان دوستان خویش تنها و غریبم
من كه بر گلزار جانها میدهم عطر خدایی ... از چه رو قومی ز غفلت می كنند از من جدایی
تحفه معبود و محبوب القلوب عابدانم ... لیك بودم مورد بی مهری و بی اعتنایی
آن شكسته پنج ركنم ... این نهاده زیر پایم ... آن شده بیگانه با من در كمال آشنایی
آن یكی خواب و خور خود را مقدم داند از من
روی گرداند خدا از هر كه روگرداند از من
من نمازم بهترین مهر قبولی های طاعت ... روز محشر می كنم از دوستان خود شفاعت
ای خوشا آنانكه میخوانند در آغاز وقتم .. خوبتر آنكو مرا بر پای دارد با جماعت
هر كه آبادم كند گویم دعایش لحظه لحظه ... هر كه ویرانم كند نفرین بر او ساعت به ساعت
هر كه با من نیست مهرش , هر كه از من نیست نورش
می كند فردا خدا از چهارده معصوم دورش
من گرامی مهر پیشانی گلگون حسینم .. من كنار قتلگه آغشته با خون حسینم
اولیای حق همه مرهون من بودند اما ... من , خدا داند خدا داند كه مرهون حسینم
با صلوه و با قیام و با قعود و با قنوتم ... تا قیامت هر چه دارم عمر , مدیون حسینم
خون ثاراللهیان از من كند امروز یاری
در مسیر شام زینب كرده از من پاسداری
نیتم ز آیینه دل رنگ عصیان می زداید ... حمد و تكبیرم ز اهل معرفت دل می رباید
با ركوعم هر بزرگی قد كند پیش خدا خم ... با سجودم هر عزیزی سر بخاك دوست می ساید
پیر عارف با قیامم شمع جان را می فروزد ... عبد سالك با قنوتم دست دل را می گشاید
ای جوان . من با توام من باتو . تو با من باش با من
دوستدارم باش زیرا دوست می دارم تو را من
مرتضی با چشم از خون بسته اش می كرد یادم .. فاطمه با پهلوی بشكسته اش می كرد یادم
مجتبی مشتاق من می بود من هم عاشق او ... روز و شب با گریه پیوسته اش می كرد یادم
قلب ثار الله پیش تیر دشمن ها سپر شد ... با تن مجروح از خون شسته اش میكرد یادم
( میثم ) ار خواهی خدا یاد تو باشد یاد من كن
خرم از گلبانگ تكبیرم درون خویشتن كن


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر