تبلیغات
نماز - نماز اصحاب امام حسین(ع)
جمعه 27 اسفند 1389

نماز اصحاب امام حسین(ع)

   نوشته شده توسط: علی اکبر حسینی آشتیانی    

نماز اصحاب امام حسین
 بهترین اصحاب امام حسین
قضیه معروفى است درباره یكى از علماى بزرگ شیعه منقول است .
یكى از علماى قم براى من نقل مى كرد كه مرحوم فیض درباره این جمله كه از حضرت امام حسین علیه السلام نقل شده است كه ایشان در شب عاشورا فرمودند: من اصحابى بهتر از اصحاب خودم سراغ ندارم ، مى گفت : من باور نمى كنم چنین چیزى را امام فرموده باشد.
گفته بودند: چرا؟
گفته بود: مگر آنها چه كار كردند كه امام بگوید اصحابى از اینها بالاتر نیست . آنهایى كه امام حسین را كشتند خیلى آدم هاى بدى بودند، اینهایى كه امام حسین را یارى كردند كار مهمى انجام ندادند. هر مسلمانى جاى آنها مى بود، وقتى مى گفتند: فرزند پیغمبر، و امام زمانشان در دست دشمن تنها مانده است ، قهرا مى ایستاد.
یك شب در عالم رویا دید كه صحراى كربلاست ، امام حسین با 72 تن در یك طرف ، لشكر 30 هزار نفرى دشمن هم در طرف دیگر. آن جریان به نظرش آمد كه موقع ظهر است و مى خواهند نماز بخوانند. حضرت امام حسین علیه السلام به همین آقا فرمودند: شما جلو بایستید تا ما نماز بخوانیم . (همانطور كه سعید بن عبدالله حنفى و یكى دو نفر دیگر خودشان را سپر قرار دادند.)
دشمن تیر اندازى مى كرد. آقا رفت جلو ایستاد. اولین تیر از دشمن داشت مى آمد. تا دید تیر دارد مى آید، خم شد. ناگاه دید كه تیر اصابت كرد به امام . در همان عالم خواب گفت : ((استغفر الله و اتوب الیه ))، عجب كار بدى كردم ! این دفعه دیگر چنین كارى نمى كنم . دفعه دوم تیر آمد. تا نزدیك او شد دو مرتبه خودش را خم كرد. چند دفعه این جریان تكرار شد، دید بى اختیار خم مى شود. در این هنگام امام به او فرمود: انى لا اعلم اصحابا خیرا ولا افضل من اصحابى ؛ من اصحابى از اصحاب خودم بهتر نمى شناسم . یعنى تو خیال كرده اى هر كه كتاب خواند مجاهد مى شود؟ این حقیقتى است : من لم یغز و لم یحدث نفسه بغزو مات على شعبة من النفاق ؛ كسى كه عملا مجاهد نبوده است یا لااقل این اندیشه را نداشته كه مجاهد باشد در درون روحش یك دو رویى وجود دارد یعنى موقع جهاد كه مى شود در مى رود.
 نماز مسلم بن عقیل

در كتاب مقتل ابى مخنف آمده است : وقتى كه مسلم را به بالاى دار الاماره بردند گفت : بگذارید تا دو ركعت نماز به جا آورم ، آن گاه هر چه مى خواهید بكنید، اما آنها به حرف مسلم گوش ندادند (هر چند در بین عوام مشهور است كه دو ركعت نماز خوانده است ).
مسلم به گریه در آمد و اشعارى را فرمود، سپس ابن زیاد صدا زد او را از بالا به زیر افكندند.
در روایت دیگر آمده كه وقتى مسلم را براى كشتن به بالاى قصر مى بردند، همچنان به تسبیح و تكبیر مشغول بود و استغفار مى كرد و به رسول الله و خاندانش درود مى فرمود. تا این كه در همان حال او را به شهادت رساندند و پیكرش را به پایین انداختند.
 مناجات یاران امام
یاران حسین در شب عاشورا اشتغالاتى داشتند از جمله :
- آماده سازى اسلحه و صیقل دادن آن ، اصلاح سپر، آزمایش كمان ها و...
- دعا و عبادت ، تلاوت قرآن ، مناجات ، گریه و ناله هاى جانسوز، آن چنان كه شب عاشورا یاد آور شب هاى مناجات على علیه السلام بود و بیدار كننده خاطره شب قدر.
- نماز و سجده هاى طولانى ، تقاضاى سعادت ، عرض اخلاص در راه خدا.
 ایمان و اخلاص یاران امام
یارانى كه امام براى كار و تلاش خود برگزیده یارانى پاك و خالص و با صفا بودند و ارزیابى از آنها در موارد زیر قابل دقت است .
در بُعد ایمان : در ایمان استوار و قوى بودند و جوهره اصلى ایمانشان در روز عاشورا معلوم شد كه با چه استوارى و عشقى به پیش رفتند و تا آخرین نفس بر ایمان خود پایدار ماندند.
در جنبه عبادت : همه از عابدان و بندگان خالص خدا بودند. همه اهل نماز شب ، اهل تلاوت قرآن ، اهل ذكر و مناجات و دعا و در پیشگاه خدا خاضع بودند. در وسط جنگ در روز عاشورا در میان تیرها و نیزه ها، در میدان كربلا به نماز جماعت ایستادند.
در جنبه اخلاص : یاران حسین هر چه داشتند در طبق اخلاص نهاده و به پیشگاه خدا عرضه كرده اند. خود را بر حق مى دانستند و با تمام وجود مى جنگیدند، مى خواستند خداى را از خود راضى كنند. حتى در شدت جراحات به فكر درد نبودند، در اندیشه فداكارى در راه خدا بودند.
اخلاص به امام : عباس علیه السلام وارد شریعه آب شد، ولى به یاد تشنگى امام از وسط شریعه آب تشنه لب برگشت . سیف بن حارث براى امام گریه مى كرد و درباره علت گریه مى گفت : براى این است كه نمى توانیم براى تو كارى انجام دهیم . غلام ابوذر با عجز و لابه از امام اجازه شهادت مى گرفت و مى گفت : مرا از شهادت محروم مكن.
 نماز یكى از اصحاب امام حسین علیه السلام
بریر یكى از مشایخ و علماى كوفه بود. از القابش سید القراء است ، در تفسیر و تدریس قرآن بر همه اصحاب مقدم بود با على علیه السلام مصاحبت داشته و چهل سال نماز صبحش را با وضوى نماز عشایش خوانده است ، آن قدر كم خوراك بود كه اقتضاى تجدید وضو هم در او دیده نمى شده است ،
در بعضى از شب ها یك ختم قرآن مى كرد. كتابى در فضاى اسلامى نوشته است در مكه به امام ملحق شد و در شب عاشورا نخستین كسى بود كه برخاست و اعلام آمادگى كرد و در آن شب با برخى از اصحاب مزاح و شوخى مى كرد. شب عاشورا سید الشهداء به اصحاب فرمود: بروید لباس هایتان را تمیز كنید. فردا لباس تمیز در بر نمایید تا كفن هاى شما باشد زیرا شما را كفن نمى كنند.
بعد هر كدام به خیمه خود رفتند و عبادت و مناجات با خدا را شروع كردند، بعضى به ذكر ركوع و برخى به ذكر سجود شب را تا صبح مناجات مى كردند دعا مى خواندند و وداع مى نمودند.
 خسته ناپذیر
گرچه اصحاب ابا عبدالله علیه السلام شب قبل از روز عاشورا را به جاى خواب و استراحت به نماز و قرآن و استغفار و مناجات با محبوب به سر بردند و ظاهرا باید از نیروى جسمى و بدنى آنان كاسته شده باشد، ولى عشق به آن نیرو بخشیده است . عشق به خدا، عشق به شهادت در راه خدا و در ركاب بهترین برگزیده حق حجت خدا و امام زمان حضرت ابا عبدالله الحسین .


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر